شب اول
تبریز چندتا رستوران معروف داره. خوب بودنش رو باید امتحان کنید. ولی خب حداقل به اسم اینها شناخته شدهتر هستند. تصمیم گرفتم برم رستوران جلالی و شام بخورم. فکر کنم چندتا شعبه تو تبریز داره. من رف اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 291 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 14:30
آقابزرگ میگه غم موندنی نیست. بهش فکر نکنید. بگذرید. ما میخندیم و میگیم آقاجون عمرش رو کرده. فهمش قد نمیده که این روزگار چطوریاس. چطوری با دایرکت جواب ندادناش یا سین کردن و بیاعتناییاش یا عکس پروفا اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 14:30
صبح ساعت 7 رسیدم پایانه تبریز. اتوبوسهای بناب رو سوار شدم و رفتم شهرک صنعتی بناب. دو تا دختر دانشجوی تبریزی کنارم نشسته بودن تو اتوبوس و یکیشون هی مدام داشت با لپتاپش یه کارهای طراحی انجام میداد. اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 207 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 14:30
تا دیروز یه شهر دستت بود امروز یه شهر دنبالت...
این بود زندگی!
+ بچهها میگن اسمش درخته پَر. آخر بهار میبینید چه شکلی شده؟ پر درآورده... دلش میخواد بره... ولی پاش گیره. گیره زمینی که توش ریشه زده. م اولش کجا بودم؟...ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 147 تاريخ: چهارشنبه 15 خرداد 1398 ساعت: 14:30